مير قوام الدين محمد رازى تهرانى
مقدمه 18
دو رساله فلسفى عين الحكمة وتعليقات
داشت ، برگزيد و با آميختن آن با منطق صوري و قواعد برگرفته شده از نصوص دينى و با توجّه بيشتر به مباحث أمور عامّه بويژه مباحث مربوط به وجود ، طرح جديدى را براى فلسفهء اسلامى پىريزى كرد . 3 . آموزههاى دينى اسلامى : گر چه ابن سينا از جملهء فيلسوفان عقلگرا به شمار مىآيد ، امّا تفاوت او با فيلسوفان پيشين عقلگراى خود در اين بود كه به اين شيوهء خويش صبغهء دينى داد . او معتقد بود كه عقل در محدودهاى كه با نصوص شرعى تعارضى نداشته باشد ، حاكم على الاطلاق است ؛ و در موارد تعارض نيز گر چه بدوا اين ظواهر نصوص است كه كنار گذاشته مىشود ، امّا با تأويل آنها در پرتوى قوانين علم تفسير - و نه با استناد به اجتهادات شخصي - مضامينى كه در باطنشان قرار دارد ، نمودار مىشود و همان مضامين نهفته - كه بىشكّ با عقل همنوايى دارند - ملاك عمل قرار مىگيرند . او عقيده داشت از آنجا كه در شرع ، عقل در كنار رسول ظاهرى به عنوان رسول باطنى معرّفى شده است ؛ بنا بر اين هيچ گاه شارع مقدّس - كه معصوم از خطاست - حكمى مخالف عقل نخواهد داشت . در نتيجه در موارد تعارض بدوى قطعا شارع ظاهر را اراده نكرده ، بلكه معناى ديگرى را قصد كرده است كه در باطن آن نصّ نهفته و منطوى است و به كمك قوانين لفظى و ضوابط قطعى عقلي بر ما مكشوف مىشود . * * * در پايان اين بخش سعى بر آن داريم تا با استناد به متنهاى بر جاى مانده از ملّا رجبعلى تبريزى و مير قوام الدين رازى ، شمارى از ديدگاههاى اين جريان مهمّ فلسفى را تبيين كرده و تصويرى اجمالى از نظام فلسفى حكيم تبريزى ارائه دهيم : 1 . موضوع فلسفه : تقريبا تمامى حكما ، موضوع فلسفه را « موجود بما هو موجود » و يا « وجود بما هو وجود » مىدانند . امّا در نظام فلسفى حكيم تبريزى ، موضوع فلسفه حقيقتا و بالذات « شئ » است . در المعارف الإلهية در اين باره چنين آمده است : و اعلم أنّ جميع الأمور إنّما يشترك في أمر عامّ لا أعمّ منه ، و هو أجلى من كلّ أمر و هو الشيء ، بل إنّما يكون أعمّ من الموجودات أيضا ، لأنّه شئ كذا ، فيكون أبسط منه ؛ فإذا كان